پیمبر  حق ص

به بستر خفته پیغمبر، کنارش حضرت زهرا

نفس تا می کشد بابا، بگرید آن گل طاها

زبس گریه نمود زهرا، اشاره کرد بیا اینجا

بزودی بعد من ای گل،تو هم آیی بر بابا

علی جانم علی جانم، زفتنه ها تو دوری کن

ربودند گرچه حقت را ، زبهر دین صبوری کن

حسن جانم حسین جانم ،بیایید ای عزیزانم

برای آخرین بارم، شما برسینه چسبانم

شما هستید ذوی القربا،همان آیه قرانم

شما اهل کسا هستید ،تمام هستی و جانم

زند در پیک حق اینک اجازه خاتم عظما

بیا چون دسته گل بامن رویم در جنه الماوا

رضا ع


رضا که رضای خدا به رضای اوست
ز زائر گیرد دست سه جا چو دوست
به نامه عمل و صراط ودر میزان
اشاره کند ز من است ویار نکوست

یا امام حسن ع

از حای حسن حسن الهی داریم
از سین حسن سیر خدائی داریم
از نون حسن نعمت حق شد تکمیل
صلوات فرست خوش پناهی داریم

رباعی غدیر

بی ولایت دین ما ابتر شود
بی علی و سور ه کوثر شود
تا شهادت ذکر ما باشد علی
شافع عقبی پیغمبر شود
******
ای که میخوانی شب و روز نماز
خمس دادی و زکات بر خلق ناز
با ولایت میبشود تکمیل کار
با علی در محشر آئی سرفراز

امام رضا ع


ای فروزنده چو خور شید که غریب الغربایی
معدن و منبع احسان تو تجلی خدایی
***
در بر جود تو دریاجرعه ای بیش نباشد
ای شده ضامن آهو تو شفیع شفعایی
***
توکریمی وکرم سجده کند در بر تو
هر گدایی بشود شه اگرت شد نگاهی
***
حرمت قبله آمال چو بهشت پنجره فولاد
چه ضریح باصفایی گوئیا حج و منایی
***
گر نباشد سایه عشق ولایت سر ما
تا ابد فقیر باشیم نکنی گر اعتنایی
***
همه عمرسپری و به لبم نام رضا شد
که شود رضاخداوند به رضای تو رضایی
***
شیعه خواهد که ببوسد مرقد کرب و بلا را
بوسه زد بر آستانت برتر از کرب و بلایی

حسن زیباست


اگر شد اهل بیت گلزار،حسن تاج سر گلهاست
تجلی او نمود بر گل از این رو عطر گل زیباست
چو نوزاد خنده بر لب زد بزد لبخند براوزهرا
حسن آقاست،حسن زیباست ،حسن شیدا گل زهراست

بداد قندافه را دست پدر ،دعا خوانده بر او بابا
اذان در گوش او خواند،به رخساری که مه سیماست

به جنت میشود شیعه جوان این را رسول فرمود
ولیکن سید آنها حسن مولود این شبهاست

نوحه امام حسن (ع)

ای زاده زهرا حسن پاره جگر تنها حسن

(اشفع لنا مولا حسن) 2

ای سید اهل بهشت ای تو همه را سرنوشت

رفتی و زینب در محن پاره جگر خونین بدن

دستم بگیر مولا حسن (اشفع لنا مولا حسن) 2

شد پاره پاره جگرش از زهر کین نور ترش

زینب زند بر سر خدا مولا حسن گشته فدا

رفتی چرا از بر من (اشفع لنا مولا حسن) 2

شد تیر باران نعش او هم از قفا و روبرو

شد کینه از آل علی بر نعش مولا منجلی

خون شد سرازیر از بدن (اشفع لنا مولا حسن) 2

ای لاله برپا حسن ای قائم دنیا حسن

ای سید باغ بهشت با تو نکو شد سرنوشت

ای همه دنیا حسن (اشفع لنا مولا حسن) 2

ای در مدینه تو غریب زینب زهجرت بی شکیب

تشتی گذاشته دربرت پر گشته پاره جگرت

خونابه ریزد از دهن (اشفع لنا مولا حسن) 2

تشییع تو روز بلا کرده شهید کربلا

بستند ره جنازه را عباس چه سازد ای خدا

اندر بقیع کردی وطن (اشفع لنا مولا حسن) 2

عشق و کرامت کوی تو بسته دلم بر موی تو

ای رهبر خون خدا هستی ما هستی ما

از زهر کین سوزد بدن (اشفع لنا مولا حسن) 2

سید علی ای رهبرم ای وارث پیغمبرم

جان به کف و آماده ایم تا دررهت جان را دهیم

ای رهرو آقا حسن (اشفع لنا مولا حسن) 2

اهل مدینه ننگ تو از این همه نیرنگ تو

کشتی حسن نسل بتول آن نور چشمان رسول

رفتی گل هر انجمن (اشفع لنا مولا حسن) 2

نوحه رجزهای عباس (ع)

والله إن قَطَعتُمُوا یَمِینی 2

إنّی اُحامی أبداَ عَن دینی

***

و عَن امام صادق الیقینی

نجلِ النّبی الطّاهر الأمینی

***

قسم به حق که برتر است و اعظم

قسم به صادق و به حجر و زمزم

قسم به کعبه ماه خون محرم

آماده ام به خون خضاب و گردم

درپیشگاه رهبر مکرم

حسین که باشد همه را مقدم

انی احامی ابدا عن دینی 2

من عباسم عاشق اهل بیتم

فرزند آن علی پاک سرشتم

تایید شده ی رسول خدایم

علمدار حسین به کربلایم

من جنگ سنگین می کنم با شما

دست بکشید زرزم مولای ما

انی احامی ابدا عن دینی2

جام فدات جان پیمبر حسین

من عهد بستم به تو یکسر حسین

هرگز ندارم زمرگم هراس

گرچه زنند تیر و شوم من خلاص

انی احامی ابدا عن دینی2

عباس زکفار مترس این زمان

رحمت حق بشارت است آن جهان

بشارتت پیش نبی بودن است

زانکه جدا گشته زتو هردو دست

انی احامی ابدا عن دینی2

بعد حسین زندگی ام بر فناست

آب ننوشم تشنه در خیمه هاست

معنا ندارد زندگی بعد او

بهر شهادت گرفتم وضو

انی احامی ابدا عن دینی2

عید غدیر مبارک

یارب این خرقه که بر حضرت مولا دادی

بر قامت مهدی(عج)نمایانش ساز

عید غدیر عید تمسک به ولایت ائمه معصومین (ع)

بر همگان مبارکباد

زبانحال امام باقر (ع)

به این درد که تنم را گرفته فرا

زتو ای دنیا می شوم دیگر جدا

جعفرا بعد من رهبر امت توئی

نقطه پرگار ولایت توئی

حکم دین را رسا ن رهروان حق

نرود از یاد سوره کوثر علق

آیه تطهیر غلط تعریف نشود

لفظ مولا به دوست تحریف نشود

کوثر ما ملعبه دست اغیارنشود

عترت قرآن دور زافکار نشود

خون حسین زنده بباید نمود

باب جدیدی ز فقاهت گشود

شیعه بداند که حقیقت کجاست

دوست ما دشمن عترت کجاست

نوحه امام محمد باقر (ع)

مولای ما مولای ما باقرای باقر

==

بودی چراغ پر فروغ شیعیانت را

بنهاده ای در راه حق جسم و جانت را

نصرانی است مبهوت واز دانش وعلمت

تفسیر قرآ ن میکنی منبع حکمت

احیاگردین خدا باقر ای باقر مولای ما مولای ما باقرای باقر

ای سی هزار روایتت گفت پیغمبر

ذکر مداوم داشته ای روز و شب یکسر

اندر کنار کعبه یا بیت قرآنی

دادی جواب حکم دین هر مسلمانی

ای جلوه گاه انبیا باقر ای باقر مولای ما مولای ما باقرای باقر

گغتا بیا صادق نشین در کنار من

کشد پدر جانم علی انتظار من

هستی تو جانشین من نور چشمانم

شاهد گرفتم مردمی عهد و پیمانم

عازم به سوی آن سرا باقر ای باقر مولای ما مولای ما باقرای باقر

یارب همه ما بدار بر ره باقر

ضایع نگردد دین ما دردم آخر

حق هر کجا الگو ی ما ایزد دانا

نصرت بده رهبر ما تا بیاد آقا

ما سوگوار هستیم تورا باقر ای باقر مولای ما مولای ما باقرای باقر

خوش آن روز

ای خوش آن روز بیاید که یارم تو شوی

ماه شب تاب و همه دار و ندارم تو شوی

جمله باشد نظرم بر رخ زیبای نگار

با نگاهت غنچه باغ و بهارم تو شوی

ای کمان ابرو مگیر رخ رازمن

نیست صبری بردلم صبر و قرارم تو شوی

هرچه از تو میرسد عشوه و ناز است و غزل

دوست می دارم تو را خواهم نگارم تو شوی

می کشی و می کشی ومی بری ومی بری

من به دنبال توام حاصل کارم تو شوی

عشق رویایی من از خواب بیدارم نما

محرم تنهائی این دل زارم توشوی

فاش می گویم که هستی تو تمام هستی ام

بی قرار عشق هستم تا قرارم توشوی

تقدیم به پیشگاه امام محمدباقر (ع)

ای ترانه وصل سحر خیز بر تو می گریم

ای غروب پائیز غم انگیز برتو می گریم

ترا به ترنم بهار دانش می شناسمت

به بقیع سردو سکوت لبریز بر تو می گریم

به دانه های تسبیح شبنم دعای شبت

به رنج خار و تنها به دهلیز بر تو می گریم

ترا به آیه های کلام حق هجا نموده ام

به قطره قطره باران ریز ریز بر تو می گریم

به یاد حسین و امیر قافله عشق

چوچشمان مست تو پی ریز بر تو می گریم

منم اسیر غباراز تبار این دنیا

توراکه عمری نموده ای پرهیز بر تو می گریم

ببین که شیعه مدام به علم تو نازد

به رشته عشق دست آویز بر تو می گریم

عباس  حیدر من

(عباس حیدر من ) 3

***

(پاره پیکر من )3

***

توای خدای من نگر وفای من

زمین و آسمان تو می گرید برای من

زآستان خود نگر خدا تو این وفای من

ببین علم زدست او افتاده برای تو

ببین دودست خود به راهت داده برای تو

خون شد جگرم بشکست کمرم

(عباس حیدر من ) 3

ای صاحب ولا یکدم نگه مرا

مگرخبر زخیمه ها نداری ز گریه ها

سکینه منتظر تو آبش آری کند دعا

ببین عدو به گریه ام می خندد زبعد تو

دوباره راه علقمه می بندد زبعد تو

سردار حرم بشکست کمرم

(عباس حیدر من ) 3

عباس برادرم ای ساقی حرم

چگونه هجر روی تو توانم تو یاورم

چسان تورا به خیمه ها رسانم برادرم

چرا چنین فتاده ای در صحرا چه شدعلم

ببین عدو روان شده از حالا سوی حرم

ای نور ترم بشکست کمرم

(عباس حیدر من ) 3

فتاده ای خدا دو دست اوجدا

صدا زدی برادرم حسین جان ادرک اخا

من آمدم بالین تو برادر نگه نما

نشسته تیر به چشم تو عباسم خدای من

علم شکست و ساقه های یاسم خدای من

افتاده برم بشکست کمرم

(عباس حیدر من ) 3

نوحه امام حسن (ع)

اي كشته زهر جفا (اي حسن جانم)

نور دو چشم اوليا (اي حسن جانم)2

بودي غريب اندر مدينه اي حسن جانم

اندر مصائب بي قرينه اي حسن جانم

دشمن نموده حصر تو اندر دل خانه

اينجا شده خود قتلگه نه بيت وكاشانه

هستي كريم اوليا(اي حسن جانم)2

خون جگرهائي كه ميخوردي حسن جانم

با زهر كين از تن برون بردي حسن جانم

در خانه ات محرم نداري اي حسن جانم

دردت به سينه مي گذاري اي حسن جانم

جان رسول كبريا(اي حسن جانم)2

مولا كريم اهل بيت زيبنده ات باشد

جانها فداي لحظه اي از خنده ات باشد

گريم برآن لحظه كه خونت از گلو آمدزينب به سر زن يك نگه سوي سبو آمد

شهيد ظلم اشقيا (اي حسن جانم)2

مبعث رسول اكرم ص

طالع خورشيد حق شد از حرا

بانگ اقرا شد بلند اندر فضا

جبرئيل مي خواند هر دم اين ندا

كن تكلم اي نبي اين جمله را

هر چه كرد قادر نشد آنرا محمد ص

از حرا آمد فرود او سر فراز

در دلش شوري به پا زين سر و راز

در گليم پيچيد خودش آن يار ناز

جبرئيل آمد بگفت اي پاكباز

خيز و از جا كن نماز اينجا محمد ص

امر حق بر روي ماهش شد عيان

ديگران را جمع نمودي در مكان

دعويش ابراز و بنمود هم زمان

ياوري آنجا نبود جز يك جوان

گفت علي من با توام تنها محمد ص

سالها دستور حق اجرا نمود

روز و شب بر ياوران خود فزود

آيه هاي حق به هر جائي سرود

ضربه خورد و سر نياوردي فرود

گشت و خورشيدي به اين دنيا محمد ص

سوگوار خمینی

سوگوار عزيز دلها خميني ام

چله نشين سيد علي خامنه ايم

به نهروانيان بگوئيدعلي زنده است

با خامنه اي بدري و حنيني ام

شيعه

مرثيه امام رضا ع

به درب خانه هشتم ستاره

رسيده قا صد مامون دوباره

بگفتا جلب شدي تو سوي دربار

روان شو توشه خود نيز بردار

بگفتا اي ابا صلت يار ديرين

گمانم حيله كرده دشمن دين

چو بر گشتم به منزل خوب بنگر

چگونه هست و احوالم برادر

اگر ديدي عبا بر سر كشيدم

بدان ديگر زدنيا دل بريدم

ابا صلت منتظر بر يار مغمون

كه مولا آمدي از قصر مامون

فكنده او عبا بر سر خدايا

يقين مسموم بنموده رضا را

گهي ره مي رود گه مي نشيند

ز درد او پيش پاي خود نبيند

درون حجره شد با آه وناله

خداي من چه ندارد راه چاره

رضا اندر غريبي جان سپارد

غريبانه كسي در بر ندارد

همي از درد بنالد شاه خوبان

جواد من كجائي نور چشمان

اثر بنموده سم رنگش پريده

كسي شاهي چنين تنها نديده

رضاگشتي شهيد اندر خراسان

فدايت شيعه گردد اي رضاجان

شيعه

خورشيد فاطمه

خورشيد فاطمه درخشيده در شهر ما

جان مي كنيم نثار هديه خون خدا

به پا وسر روند خلايق به پيشبازش

يعني زنده است تا ابد شاه سر جدا

كجاست دشمنان دين خدا كه بنگرند

ياد حسين چه ولوله ميكند به پا

عشاق غبار حرم به ديده مي نهند

تا تبرك شود وجودشان ز عطر ولا

آن شاه كه ضريحش جنين است عزيز

گر خود آمدي آماده ايم به راهش فدا

شيعه سرفراز التجا بر صاحب ضريح

تا بگيرد از خودش اذن ورود كربلا

شيعه

*نوحه حضرت عباس ع*

دست علمدار حسين جدا شد خدايا خدايا

قامت عباس رشيد دو تا شد خدايا خدايا

مشك و به دوش به سوي قوم كفار (علمد ار)2

تيغ و كشيد به روي قوم غدار (علمد ار)2

تا برسيد فرات بر آن موج آب (علمد ار)2

واي و چه گويم به فرات چها شد خدايا خدايا

آمده عباس به سوي ميدان (علمد ار)2

خصم شده ز بيم او گريزان (علمد ار)2

مي كشد او خصم به نوك پيكان (علمد ار)2

به علقمه معركه اي به پا شد خدايا خدايا

كردم اطاعت زامر ولي (علمد ار)2

امر حسين باشدم منجلي (علمد ار)2

گفت و منم زاده حيدر علي (علمد ار)2

شير خدا كه فرق او دو تا شد خدايا خدايا

تير و زدند به دست پر توانش (علمد ار)2

قطع و نمودندهر دو با زوانش (علمد ار)2

ضربه زند خصم به جسم و جانش (علمد ار)2

بيرق دين زدست او رها شد خدايا خدايا

مشك و به دندان ببرد به خيمه (علمد ار)2

منتظر است به خيمه ها سكينه (علمد ار)2

گريه كند اصغر بي قرينه (علمد ار)2

مشك و زدندان او جدا شد خدايا خدايا

تير و زدند به چشم نازنينش (علمد ار)2

قا مت رعنا نقش بر زمينش (علمد ار)2

خون بنشسته روي مه جبينش (علمد ار)2

يار وفادار حسين فدا شد خدايا خدايا

شيعه