مرثيه امام رضا ع
به درب خانه هشتم ستاره
رسيده قا صد مامون دوباره
بگفتا جلب شدي تو سوي دربار
روان شو توشه خود نيز بردار
بگفتا اي ابا صلت يار ديرين
گمانم حيله كرده دشمن دين
چو بر گشتم به منزل خوب بنگر
چگونه هست و احوالم برادر
اگر ديدي عبا بر سر كشيدم
بدان ديگر زدنيا دل بريدم
ابا صلت منتظر بر يار مغمون
كه مولا آمدي از قصر مامون
فكنده او عبا بر سر خدايا
يقين مسموم بنموده رضا را
گهي ره مي رود گه مي نشيند
ز درد او پيش پاي خود نبيند
درون حجره شد با آه وناله
خداي من چه ندارد راه چاره
رضا اندر غريبي جان سپارد
غريبانه كسي در بر ندارد
همي از درد بنالد شاه خوبان
جواد من كجائي نور چشمان
اثر بنموده سم رنگش پريده
كسي شاهي چنين تنها نديده
رضاگشتي شهيد اندر خراسان
فدايت شيعه گردد اي رضاجان
شيعه
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم دی ۱۳۹۱ ساعت 17:50 توسط حاج محمد ملایی
|
سلام بر شما ميهمان گرامي