ای که وارد گشته ای بر ضامن آهو رضا

تو مجو در آستانش مگر نور خدا

این خلایق را که می بینی چنان بحر مواج

هر کدام از بهر دردی کرده بر او التجا

عاشقان را مهد زیبایی بود در این مکان

عاشقی اول بیاموز و سپس رو در سرا

سالکان گر راه حق را پله پله می روند

عاشقان طی میکنند یکباره با عشق رضا

گر تهیدستی بیا یا مال تو بیش از همه

درد هریک را جدا از دهد اینجا شفا

چشم خود بینی ببند از زرق و برق آستان

تا ببینی در ورا آن شافع روز جزا

چشم دل گر وا شدی دیدی تو گنج آشکار

شیعه خالص شو که درها را نماید او جدا

شيعه