صفای کربلای تورا به رضوان نمی دهم
نگاه غلام سیاه تورا به جهان نمی دهم
ترنم قناری و چلچله در باغ و درخت
به بین الحرمین تو عباس قهرمان نمی دهم
دلم هوای شش گوشه دارد به روز و شب
یک لحظه تل را به ملک سلیمان نمی دهم
گدایی درب حرمت افتخار من است
من این افتخار به عالم امکان نمی دهم
یک لحظه نشستن در روضه عزای تو
به وصال حور و لعبت غلمان نمی دهم
باکشتی نجات تو کنم خدا را بندگی
آرامش باتورا به برزخ طوفان نمی دهم
گم کرده ره بودم زمحبت گرفتی دست من
یک ذره محبتت به زوزه شیطان نمی دهم