دارند اسیر می آورند

شهر شام پر التهاب دارند اسیر می آورند
روی نی عشق رباب دارند اسیر می آورند
در غل و زنجیر علی وغرق اند رخون ولی
ای یهودیها شتاب دارند اسیر می آورند
زینب و سجاد و کلثوم وسکینه بارباب
نی سقاو مشک آب،دارند اسیر می آورند
آتش و فریاد و جیغ کودکان در هم شده
سنگها دادند جواب،دارند اسیر می آورند
راس اصغر بر نی و خونین جگر شد مادرش
آرزوهایش سراب ،دارند اسیر می آورند
شد خرابه استراحتگاه اطفال نبی
قلب انسان است کباب، دارند اسیر می آورند
بیقرار گشته رقیه ناله اش برآسمان
سر بدید رفتی به خواب، دارند اسیر می آورند
زینب است محزون ولی با افتخار بنموده او
نقشه دشمن برآب ،دارند اسیر می آورند
شیعه توهشیار باشی حیله های دشمنت
زنده میماند حجاب ،دارند اسیر می آورند

قرآن


قرآن کلام ایزد است هرگز فنا نمی شود
داروی درد ها بود از ما جدا نمی شود
از بائ زندگی زمزمه اش به گوش ما
عجین به جان ما است سوا نمی شود
گیریم خصم به خیال خود آتشش زند
به اشگ خاموشش کنیم رها نمی شود
تا مفسر آیه ها امام وشهیدانند
محجور نمیماند و به آن جفا نمی شود
کتاب خدا عترت دو بال پروازند
محو زروزگار تا سرچشمه بقا نمی شود
بسان حسین لکد مال ستورانش کنید
خدشه ای در کلام خدا نمی شود
تا سایه ولایت بر سر امت است
آلوده دین به غبار ریا نمی شود