سالار شده زینب
(سالار شده زینب ۳ حسین)۲
***
حسین جانم ای حسین جان
بخواب خوش اندر بیابان
که بیرق را ،در دودستانم،من گرفتم ای،نور چشمان
عدو را با،آیه قرآن،میکنم هر جا،من هراسان
رفتی سرور من،پاره پیکر من،گل احمر من ،حسین
***
چراغان گشته بیابان ، زاجساداین شهیدان
خودم دیدم ،اکبر رعنا ،خفته اند رخون ،در بیابان
خودم دیدم، هردو طفلانم، گشته تقدیم بر،حی سبحان
رفتند همه یاران،دیدم به دوچشمان،زینب شود قربان،حسین
***
چه گویم من ای برادر زهجرانت جان خواهر
که بعد تو ،حمله کرد دشمن،خیمه ها گردید، غرق آتش
گرفت آتش،دامن طفلت،مانده ام بهر ،قطره آبش
شکست بازوی من،خونین گردیده تن،بیا یاری من،حسین
***
به کوفه گشتم سفیرت ، دل زینب شد اسیرت
بخواندم من ،خطبه در گوش ،ناجوانمردان ،ای برادر
رساندم من ،درس مردی از،خون تو ای، عشق خواهر
گشته برپا علم،هرجا قدم زدم،به شام ماند ه حرم،حسین
***
سلام بر شما ميهمان گرامي