ز تب مولای ما در پیچ و تاب است

اثربموده سم قلبش کباب است

زظلم معتمد صد دادو بیداد

که دنیا بهر مولا چون حباب است

امام عسگی مولای شیعه

خزان عمر او اندر شباب است

نموده معتمد مسموم حسن را

که دیگر تا ابد مولا به خواب است

زهجر عسگری گریان و مهدی

چو مکر دشمنانش را بر آب است

به سوگش شیعه میگرید مداوم

که گریه بر روان او ثواب است

شيعه