به بستر خفته پیغمبر، کنارش حضرت زهرا

نفس تا می کشد بابا، بگرید آن گل طاها

زبس گریه نمود زهرا، اشاره کرد بیا اینجا

بزودی بعد من ای گل،تو هم آیی بر بابا

علی جانم علی جانم، زفتنه ها تو دوری کن

ربودند گرچه حقت را ، زبهر دین صبوری کن

حسن جانم حسین جانم ،بیایید ای عزیزانم

برای آخرین بارم، شما برسینه چسبانم

شما هستید ذوی القربا،همان آیه قرانم

شما اهل کسا هستید ،تمام هستی و جانم

زند در پیک حق اینک اجازه خاتم عظما

بیا چون دسته گل بامن رویم در جنه الماوا