*نوحه پیامبر (ص) امام مجتبی(ع)و امام رضا(ع)*
روز عزا شد ماتم به پا شد قتل پیمبر با رضا و مجتبی شد
پیغمبر حق رحلت نموده بابی زاندوه بر ما گشوده
گریم برایت مولاحسن جان همچون رضا تو از زهر و سوزان
سوزم زماتم ای خدا مولا فداشد
زهرا بگرید بالین بابا زینب چه سازد قطعه جگر را
مسموم نمودند مولا رضا را اندر خراسان غریب و تنها
از بوستان حق سه گل یکجا جداشد
این دل بگیرد هردم بهانه اندوه و ماتم پر کرده خانه
غمها گرفته دست دلم را خاموش و کرده این محفلم را
با فاطمه گوئی که یکدم همنوا شد
خورشید عصمت چشمش ببسته یک دسته گل از دنیا برفته
زینب عزادار بنشسته تنها آغوش و گیرد جسم حسن را
مسموم کین اشقیا مولا رضا شد
شيعه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 20:12 توسط حاج محمد ملایی
|
سلام بر شما ميهمان گرامي