نوحه زبانحال اسیران در شام
زینب یازینب 2
اسیرا ن حسین در شام ویران
سه روز بیرون شهرند آن عزیزان
مهیا می کنند شهر دمشق را
نمودند جشن شادمانی بر پا
خدایا کن عنایت می زننددف
اسیر آورده اند همراه زینب
زینب یازینب2
شدند وارد به شهر گلهای تنها
عدو مست شراب بنموده غوغا
یکی با سنگ زند راس بریده
یکی آتش به روی نوردیده
الهی بشکند دستان عقرب
اسیر آورده اند همراه زینب
زینب یازینب2
یهودیها از اسلام کینه دارند
زخیبر عقده ها در سینه دارند
چنان شد کودکان آل طاها
ز سر زخمی شده تا نوک پاها
راس بر نیزه قرآن وبرلب
اسیر آورده اند همراه زینب
زینب یازینب2
خدایا ده تو پایانی به این غم
شود فرصت بگیرند سوگ و ماتم
چه سازد زینب و سکینه جانش
دگر رفته زدست تاب و توانش
برلب کودکان آوای یارب
اسیر آورده اند همراه زینب
زینب یازینب2
خرابه مسکن و ماوایشان شد
صدای ناله ها آوایشان شد
ربابه جیغ و دادش ای علی جان
بیا شیرت دهم ای نور چشمان
بلند است ناله ها به روز و هرشب
اسیر آورده اند همراه زینب
زینب یازینب2
زبس آتش بریختند بر رقیه
ندارد نا نشیند بی قرینه
سه ساله همچو پیر زال و گشته
شده روضه خون یاران خسته
کجائی ای پدر جانم تو امشب
اسیر آورده اند همراه زینب
زینب یازینب2
سلام بر شما ميهمان گرامي