من عابدینم ( مولای دینم )2 من یادگار عاشقان کربلایم

در روز عاشور( دیدم که یاران )2 یورش ببردند (بر قوم عدوان)2

هر یک بکردند( جنگی نمایان )2 تا جان بدادند( در راه یزدان)2

از هجر آنها روز و شب اندر نوایم من یادگار عاشقان کربلایم

دیدم که اکبر( افتاده بر خاک )2 از ضرب دونان( گردیده صد چاک)2

دیدم که قاسم (آن نور دیده)2 جسمش فتاده (راسش بریده)2

غلطان به خون آیادگار مجتبایم من یادگار عاشقان کربلایم

من می شنیدم (فریاد طفلان)2 در دل نهان است ( داغ فراوان)2

دیدم که اصغر( آن شیر خواره)2 از تیر گلویش( شد پاره پاره)2

من قاصدی از کشته های نینوایم من یادگار عاشقان کربلایم

با چشم خود من( دیدم عمورا)2 افتاده بی دست (در بین صحرا)2

دیدم که صحرا (گشته چراغان)2 از جسم پاک ( گلهای ایمان)2

در نهر علقم خفته آن صاحب لوایم من یادگار عاشقان کربلایم

دیدم که بابا ( چون شمع سوزان)2 در راه یزدان ( گردیده قربان)2

دیدم که زینب (مردانه می بود)2 از کوفه تا شام ( مستانه می بود )2

اندر خرابه شد یکی ازلاله هایم من یادگار عاشقان کربلایم

شيعه