می رود سوی جنان اینک علی اکبر

می زند گام به بر حسین زهرا رهبر

تارسیدی به بر لشگر قوم کافر

همه گفتن رسیده به مدد پیغمبر

لقمه های حرام شد کینه ها از حیدر

گشت و خالی عقده ها به روی ماه اکبر

آنقدر زدند به جسم همچون ماهش

که جوان رشید شد پاره پاره پیکر

تاحسین دید علی اکبر او افتاده

با شتاب شد روان به سوی قوم کافر

دید علی غرق به خون فتاده روی خاک

سست شد زانوی او فتاد و مولا با سر

سینه خیز شد روان تا برسید با لینش

شست او جسم علی به اشگ چشمان تر

نشد آرام حسین زدرد و داغ اکبر

سرگذاشت روی جنازه که نبیند خواهر

آنقدر گفت علی جوان خوش سیمایم

گشت و بیهوش حسین فرزند پاک حیدر

سعی و میکرد حسین جنازه را بردارد

قطعه قطعه اکبر و نبود کنارش یاور

رو به سوی حرم و ندا جوانان رازد

آئید کمک و برید جوانم اکبر

ای شیعه بنال زغربت مولایت

بنما تو کمک  حسین امیر و سرور

شيعه