بیا یارا که سخت محتاجت هستم

دخیل خود به دستانت ببستم

بیا ای گل که سخت گردید کارم

به گیسویت غمی پیچیده دارم

چقدر بد شد اجل دارد میاید

نشد قسمت بمیرم پیش پایت

ندا از کعبه گوش من نیامد

نگار چکمه پوش من نیامد

خدایا سینه ام را صاف صاف کن

همه آماده از بهر مصاف کن

بگو زیبا رخ زهرا بیاید

به رخسارش جهان زیبا نماید

ببالد شیعه مولایش رسیده

قدم را میگذارد روی دیده