علی اکبر(ع)

درراه خدا داده حسین اکبر رعنا

اهدا بنمود هستی خوددردل صحرا

آمد چوعلی در بر آن قوم ستمگر

گفتند که نبی آمده از عالم بالا

در جنگ عدو شد علی آن شبه پیمبر

تا ضربه زدند فرق سر آن گل زیبا

از خون علی چشم فرس تیره و تار شد

رفت بین عدو گشت علی بی کس و تنها

هر سو که برفت ضربتی بر فرق علی بود

صدپاره بشد پیکر آن یاور مولا

بابا زحرم گشت روان سوی جوانش

افتاد زاسب  نیست دگر قدرتی در پا

شد سینه کشان سوی علی خسرو خوبان

در دل زغم و درد بود شیو ن وغوغا

مولا برسید بر سر آن پیکر بی جان

زد ناله بلند از غم آن اکبر لیلا

هفت بار علی گفت و فتاد برروی نعشش

گفتند همه رفت حسین دیگر ز دنیا

ساکت شده اند دشمن و دوست در غم مولا

آمد به مددکاری او زینب کبرا

یاران بنی هاشم شما یاری نمائید

اکبر شده صد پاره بریم خیمه طاها

شیعه تو بزن بر سر و بر سینه زاین غم

اینک علی اش رفته بر حضرت زهرا (ع)