ای جسم پاره پاره غرق به خون حسینم

افتاده ای تو بر خاک خوش نیلگون حسینم

دیدم که بوسه میزد گلوی تو پیمبر

دیدم که می نشستی بر شانه های حیدر

دیدم که شانه میزد برگیسوی تو مادر

حالا فتاده ای تو در خاک و خون شناور

اینک به شور و شینم غرق به خون حسینم

این جسم چاک چاکت افتاده نزد خواهر

با من دگر نیایی حسین غریب مادر

خون می جهد زرگهای گردنت برادر

رخصت بده ببوسم آن خنجرت برادر

ای نور هر دو عینم غرق به خون حسینم

حسین من فتاده بر روی خاک صحرا

مانده غریب و تنها اولاد پاک زهرا

زینب بگو چه سازد با کودکان و زنها

دشمن نموده غارت خیام آل طاها

برای تو بمیرم غرق به خون حسینم

شعله گرفته بالا از خیمه های قرآن

شرم وحیا ندارند از بچه ها لعینان

گردیده کودکانت آواره بیابان

ترسم رقیه تو از ظلمشان دهد جان

خورشید عالمینم غرق به خون حسینم

من می روم اسیری تو خفته ای برادر

در زیر سم اسبان اجساد پاره پیکر

گرید مدام سکینه اهجر روی اکبر

چشم رباب بگشته خون از فراغ اصغر

در سوگ تو نشینم غرق به خون حسینم

بیرق کجا فتاده در نهر آب حسینم

در دست گرفته ام من جون در ناب حسینم

در شام و کوفه اینک شعر تورا سرایم

کاخ یزید دون را سازم خراب حسینم

دیگر تورا نبینم غرق به خون حسینم

شيعه