یکتا زن شهیده تنهاست زهرا

رسواگر قوم اشقیاست زهرا

بر حق ولی نموده هر دم اسرار

رخ نیلی و  بریده زدنیاست زهرا

حق گر بکند نظر به یک بانوئی

آن یکه  گهر نور خداست زهرا

در حق طلبی رسالتی رادارد

حامی امامت و مولاست زهرا

او پاره تن نبی خاتم باشد

سعیده و سعادت عقبی است زهرا

دنیا طلبان به سیلی اش آزردند

پوشانده رخ از حجب و حیاست زهرا

حاکم شده جور به ظاهر خود اسلام

بستند ولی و   جان فداست زهرا

آن پست که نبرده بود ز اسلام بوئی

آتش بزدی به در نگفت کجاست زهرا

در هیچ مرام زنان نیازارند

بشکسته کمر خون دل ماست زهرا

نفرین نمود به گاه آخر دونان

بعد نمازی که با خداست زهرا

مریم بخورد غبطه به روز محشر

آغازگر محشر کبراست زهرا

ای شیعه تورا دخت نبی میخواند

تنها زن صلب اوصیاست زهرا