نوحه حضرت رقیه (س)
مظلوم، بابا حسین (3) جان
چوزهرا قدم خمیده کسی چو من را ندیده
خودم دیدم اکبر رعنا غرق درخون افتاده میدان
خودم دیدم دست و پا میزد جسم صدپاره ساقی طفلان
بابا هستی کجا ، راست گشته جدا ، یکدم نزدم بیا حسین
مظلوم، بابا حسین (3) جان
مصیبتها من کشیدم غم هجرت را خریدم
خودم دیدم پیکر قاسم هم چو گل گردیده معطر
خودم دیدم جمله یارانت چو ن گلستان گردیده پرپر
یاران همه رفتند در خون و بنشتند حالا کجا هستند حسین
مظلوم ،بابا حسین (3) جان
اسارت گشته نصیبم به این وادی من غریبم
زنند با سنگ بر سرو رویم خون و می ریزد از سر من
زآتشها این تنم سوزد جای شلاقهاست پیکر من
بابا حسین بیا ، حالم نما نگا ه ، رخم گشته سیاه ، حسین
مظلوم، بابا حسین (3) جان
بگیرم دستم به دیوار همه اینجایند عزادار
همه طعنه می زنند برما که هستیم ما جمله بی ایمان
خرابه شد مسکن و ماوا مگرنیستیم رهرو قرآن
بابا یکدم بیا ، بین خرابه ها ، من را نما صدا ، حسین
مظلوم، بابا حسین (3) جان
بگو بابا از برایم توشرح این ماجرایم
بگو بابا پس چرا کشتند اصغر آن طفل شیر خوارت
زهیرت کو کو عمو قاسم آن عمو عباس شیر پیکارت
خفتند همه یاران ، در بین بیابان ، دیدم به دو چشمان ، حسین
مظلوم، بابا حسین (3) جان
بگیرم راست به آغوش نکردی من را فراموش
کجا بودی ای پدر جانم پس چرا گشتی غرق در خون
دلم خواهد نزد تو باشم عاشقت هستم همچو مجنون
یکدم نما نظر ، بابا مرا ببر ، با خود به این سفر ، حسین
مظلوم ،بابا حسین (3) جان
سلام بر شما ميهمان گرامي