نوحه سنگین زبانحال حر (س)
من همان حرم که حرمت تو را دریدم حسین جان
بهر فرمان یزید جهنم را خریدم
جان مولا من نمی دانستم این لعینان
قصد جنگ دارند وبا عترت پاک قرآن
حالیا آمده ام شرمنده و پشیمان
می کشم منت همی درراه تو دهم جان
یک نگه بر من کنی مست دو عالم گردم
ده اجازه تا روم در به خیمه بر نگردم
گر شکافد فرق من جانم فدای اکبر
م بمیرم تا نبینم اصغرت را پرپر
گرفتادم در میان رزم کین غریبم
کاش خدا دیدار روی تو کند نصیبم
برسرم مولارسید بنمود قبول شهیدم
گو زمن راضی شدی مولا حسین حبیبم
+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مهر ۱۳۹۵ ساعت 16:4 توسط حاج محمد ملایی
|
سلام بر شما ميهمان گرامي