قاصد کرب و بلایم دختر شیر خدایم

===

دختر پاک علیم شیر پاک علویم

یاوربرادرم دردانه پاک نبیم

زن مگو شیر شجاعت مایه صبر و رشادت

کوه ایمان و سعادت معدن جود و سخاوت

عازم شام بلایم دختر شیر خدایم

میهمانی داده کوفی از برای مصطفی

در اسیری می برد اولاد پاک مرتضی

ننگتان بادا به دنیا قاتلین آل طاها

بی کفن فرزند زهرا خفته در میان صحرا

من حسین را جان فایم دختر شیر خدایم

پدرم باشد علی و مادرم زهرای اطهر

رنج دین در راه ایزد نکند مرا مکدر

خاک عالم بر سرتان کوفیان ای قوم دونان

نی آدم نی مسلمان چون شکستید عهد و پیمان

زاده خیرالنسایم دختر شیر خدایم

درره دین می دهم جان وتنم

من زنم از مرد بالاتر منم

شد حسین درراه حق اینک شهید

ای به ظاهر مرد از زن بدترید

من حلیم کبریایم دختر شیر خدایم

نسل ما باشد زحیدر هم زپور مصطفائیم

زاده حق و حقیقت رهرو دین خدائیم

مظهر ایمان و تقوا مظهر اعجاز عیسی

آل یاسین و طاها زاده حضرت زهرا

من حبیب اولیایم دختر شیر خدایم

من حسین ابن علی را هرکجائی یاورم

بیرق افتاده دین کوفه و شام آورم

می کنم افشاگری تا حق گردد آشکار

ناجوامردان بدانید می چرخد روزگار

راضی از امر خدایم دختر شیر خدایم

عون وجعفر را نمودم هدیه بر درگاه دوست

هردارم هر چه خواهم جملگی از آن اوست

گربه راه دین گردد پاره پاره این تنم

کوفه و شام بلا بانگ حسینی میزنم

من امیر اسرایم دختر شیر خدایم

ای یزید دون مزن با چوب روی یار من

هیچ میدانی که بوسیده گل غمخوار من

این حسین نسل بتول و زیب آغوش نبی است

گوهر پاکیزه دین مظهر عدل علی است

قاصد کرب و بلایم دختر شیر خدایم