عباس حیدر من
(عباس حیدر من ) 3
***
(پاره پیکر من )3
***
توای خدای من نگر وفای من
زمین و آسمان تو می گرید برای من
زآستان خود نگر خدا تو این وفای من
ببین علم زدست او افتاده برای تو
ببین دودست خود به راهت داده برای تو
خون شد جگرم بشکست کمرم
(عباس حیدر من ) 3
ای صاحب ولا یکدم نگه مرا
مگرخبر زخیمه ها نداری ز گریه ها
سکینه منتظر تو آبش آری کند دعا
ببین عدو به گریه ام می خندد زبعد تو
دوباره راه علقمه می بندد زبعد تو
سردار حرم بشکست کمرم
(عباس حیدر من ) 3
عباس برادرم ای ساقی حرم
چگونه هجر روی تو توانم تو یاورم
چسان تورا به خیمه ها رسانم برادرم
چرا چنین فتاده ای در صحرا چه شدعلم
ببین عدو روان شده از حالا سوی حرم
ای نور ترم بشکست کمرم
(عباس حیدر من ) 3
فتاده ای خدا دو دست اوجدا
صدا زدی برادرم حسین جان ادرک اخا
من آمدم بالین تو برادر نگه نما
نشسته تیر به چشم تو عباسم خدای من
علم شکست و ساقه های یاسم خدای من
افتاده برم بشکست کمرم
(عباس حیدر من ) 3
سلام بر شما ميهمان گرامي