*نوحه حضرت عباس (ع)*
*نوحه حضرت عباس (ع)*
دست سقا جدا شد حسین جان حسین
من رسیدم به فرات آب روان رادیدم
گریه اهل حرم را زخیام بشنیدم
ای خدا آب فراوان زده آتش قلبم
من چگونه به بر طفل رباب برگردم
(در فرات معرکه پا شد حسین جان حسین)2
حیدرم من که دو دستم زتنم گشته جدا
رمقی هست و مرا بیرق دین پا برجا
زخم شمشیر عدو برتنم از صد افزون
درد تنهائی تو کرده دلم را پر خون
(سرنگون صاحب لوا شد حسین جان حسین)2
بیرق دین فتاده تو بیا جان اخا
تیر به چشمش نشسته ساقی کرب و بلا
مشگ سوراخ به خدا کرده مرا نومیدم
کاش و یکبار دگر روی تورا می دیدم
(لاله از ساقه جدا شد حسین جان حسین)2
من نه سقا تورا ذره غلامی هستم
من که از عطر ولایت به خدا سرمستم
درس مردانگی ام داده علی بابایت
تو بیا تا که ببوسو بار دیگر رویت
(حیدری دیگر فدا شد حسین جان حسین)
شيعه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:17 توسط حاج محمد ملایی
|
سلام بر شما ميهمان گرامي