*مرثیه علی اکبر*
صاحب بزم ولایت زاده زهرای او
سفره ای گسترده زیبا لاله صحرای او
یک طرف بوی علی کرده معطر آن مکان
سوی دیگر خار و خس گرد گل زیبای او
ضربه ها ازکینه میخورد بر جسم رعنای علی
مانده بودی بین لشگر تیربر جای جای او
تا پدر فرزند خو دید افتادی رو او
تیغه رنگین کمان ناله کشید از نای او
رقص زیبای قناری را تمشا می نمود
دست وپا می زد به خونش نوگل رعنای او
شعله می زد از تنور سینه اش تا کهکشان
آه او شعله گرفت از ناله سودای او
قطره قطره می چکید از گونه های سرخ او
آب باران نگاه از درد ناپیدای او
شيعه
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین ۱۳۹۱ ساعت 8:14 توسط حاج محمد ملایی
|
سلام بر شما ميهمان گرامي