مهماني
مهدي فاطمه تو مونس جاني دانم شب جمعه كميل مي خواني
كلام مولا علي به لب داري دو چشم زيبايت بود باراني
لايق نگاهت نيستم مي دانم بزرگ توئي و منبع احساني
شكسته دلم به جمع عشاقت گرفته دمي هواي روحاني
نمي دانم ديده ام تو را يا نه دلم گرفته از خودم مي داني
با همه بديها و زشتيهايم شود مرا كنار خود بنشاني
شيعه تا نفس دارد تو را خواند تا خوانيم زمهر به مهماني
+ نوشته شده در شنبه هفتم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 8:2 توسط حاج محمد ملایی
|

سلام بر شما ميهمان گرامي