زائرين اربعين
كاروان ميرسد و شيون و غوغا بر پاست
رهبر اين كاروان دختر پاك زهراست
بار ديگر اسرا به كربلا بر گشتند
ذكر عاشورا همه بر لب خود بگرفتند
تا رسيد ند قتلگه ناقه اهل طاها
از بلندي به زمين فتاده هر يك شيدا
هر يكي قبر عزيزي در بغل بگرفته
بر سر قبرحسين زينب زار بنشسته
اي برادر جان شنو به خواهرت چون گشته
ازچه در مدت كم پير شده وبشكسته
از عزيزان تو من به جان حمايت كردم
گرچه در كوفه و شام همي زدندم سنگم
هر كجا خصم زبون طفل تو را مي آزرد
سپر اومي شدم تا به تن من مي خورد
ليك مخواه زمن رقيه كودك دردانه
شام وشد منزل او به كنج يك ويرانه
ليك با اين محن سرفراز آمده ام
كاخ ظلم را خراب محرم راز آمده ام
شيعه اندر اربعين سوگ تو را ميگيرد
ياحسين گويد مدام با ياحسين ميميرد
شيعه
+ نوشته شده در یکشنبه دهم دی ۱۳۹۱ ساعت 16:31 توسط حاج محمد ملایی
|

سلام بر شما ميهمان گرامي