*نوحه عاشورا*

امروز و عاشورا(2) کرب و بلا غوغا (2)

آماده اند یاران از بهر جانباز ی

تا جان فدا سازند بهر سر افرازی

از شور رحمانی رخساره نورانی

از شوق کنند گریه هر یک به پنهانی

آماده دیدار ( شدحضرت زهرا)2

امروز علی اکبر آن شبه پیغمبر

درراه دین حق اهدا نماید سر

بالین او بابا افتان و خیزان است

زینب زهجرانش غمگین و نالان است

بگرفته در آغوش ( مولا جوانش را)2

امروز به این صحرا قاسم شود پرپر

مقتول کین گردید هم عون و هم جعفر

عباس نام آور در خاک و خون افتد

بازوی آن سرور بر روی خاک افتد

کرب و بلا گردید (از خون چنان دریا)2

کوچکترین سرباز همراه بابایش

اندر گلو پنهان ناله و آوایش

برروی دستانش چون لاله ای پرپر

کشتند و نامردان دردانه اش اصغر

خون از گلو ریزد (در دشت ودر صحرا)2

دشمن کند شادی بر کشته یاران

هر لحظه اشگ بارد از دیده چون باران

ایزد حسینش را خوانده به مهمانی

آماده مولا شد از بهر قربانی

ای شیعه زاری کن ( زینب شده تنها )2

افتاده غرق خون سالار دین تنها

بر جسم او تازند آن قوم بی عقبی

زینب زند بر سر در بین کشته ها

در زیر نیزه ها کرده گلش پیدا

فرزند زهرا را (کشتند و واویلا)2

شيعه