خداي من
بر در در گاه تو رو آورده ام
گر خطا كارم ولي شرمنده ام
با چه رو آيم در اين خانه ات
كن عنايت آمدم كاشانه ات
آنچه نهي كردي بكردم از جفا
آنچه امر كردي نكردم از خطا
غافل از اينكه بوم در محضرت
مي رود از دست صفاي آخرت
جلوه كرد دنيا به پيش چشمان
نفس اندا ختته به گردن ريسمان
فكر ميكردم كه مادام زنده ام
شاد بودم كه خالص بنده ام
آنقدر دامها بود در پيش راه
گم بنمودم راه خود ز چاه
ليك اميدم به تو باشد خدا
لطف تو از غم رها سازد مرا
اي كه الطافت هميشه جاري
كن رها اين جسم زهر بيماري
اي كه موسي را زآب دادي عبور
از تو نابود شد فرعون با غرور
اي تو يونس را ز يم داده نجات
در دل ماهي بدادي تو حيات
من اميد دارم به لطفت اي خدا
اي سره از ناسره كرده جدا
من ندارم جز تو كس پروردگار
وصل بنما روي من بر روي يار
شد گناهانم غلي بر گردنم
يك اشاره تا زجانم بر كنم
اي پناه بي پناهان اي خدا
آمدم بر درگهت هستم گدا
اي كريما خالص و نابم نما
رو سيه هستم همي شه رو سيا
شيعه گر عمرش بود جرم و خطا
نا اميد هرگز نباشد از خدا
شيعه
سلام بر شما ميهمان گرامي