*نوحه حضرت عباس ع*
دست علمدار حسين جدا شد خدايا خدايا
قامت عباس رشيد دو تا شد خدايا خدايا
مشك و به دوش به سوي قوم كفار (علمد ار)2
تيغ و كشيد به روي قوم غدار (علمد ار)2
تا برسيد فرات بر آن موج آب (علمد ار)2
واي و چه گويم به فرات چها شد خدايا خدايا
آمده عباس به سوي ميدان (علمد ار)2
خصم شده ز بيم او گريزان (علمد ار)2
مي كشد او خصم به نوك پيكان (علمد ار)2
به علقمه معركه اي به پا شد خدايا خدايا
كردم اطاعت زامر ولي (علمد ار)2
امر حسين باشدم منجلي (علمد ار)2
گفت و منم زاده حيدر علي (علمد ار)2
شير خدا كه فرق او دو تا شد خدايا خدايا
تير و زدند به دست پر توانش (علمد ار)2
قطع و نمودندهر دو با زوانش (علمد ار)2
ضربه زند خصم به جسم و جانش (علمد ار)2
بيرق دين زدست او رها شد خدايا خدايا
مشك و به دندان ببرد به خيمه (علمد ار)2
منتظر است به خيمه ها سكينه (علمد ار)2
گريه كند اصغر بي قرينه (علمد ار)2
مشك و زدندان او جدا شد خدايا خدايا
تير و زدند به چشم نازنينش (علمد ار)2
قا مت رعنا نقش بر زمينش (علمد ار)2
خون بنشسته روي مه جبينش (علمد ار)2
يار وفادار حسين فدا شد خدايا خدايا
شيعه
سلام بر شما ميهمان گرامي