به یاد شهید علی حسن مرزبان
با ستاره ها می نشستی من نمی دانستم
درب میخانه می رفتی من نمی دانستم
جرعه جرعه می نوشیدی و در طرب بودی
جام می از خم هستی من نمی دانستم
دست بردم به آسمان ستاره ات چینم
از میان خرامان رفتی من نمی دانستم
آمدی زمیخانه وای من چقدر سرمست
سرمست زپیمانه الستی من نمی دانستم
ای علی و ای حسن نامت حسین راهت
تو خواندی ترانه هستی من نمی دانستم
می گریستی آسمان بر جسم پاک غرق خون
عاقبت غم را برستی من نمی دانستم
شیعه آورده برون دستان خود سوی خدا
دست حق را در دستی من نمی دانستم
شیعه
+ نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 0:3 توسط حاج محمد ملایی
|
سلام بر شما ميهمان گرامي