IMG4UP

من نمی دانم چرا اینجا چنین سر گشته ام

یار خود گم  کرده ام  اندر پی گم گشته ام

من  به  خود کی  آمدم  اندر  مدینه  یا احد

با دو  دستان  ضعیف  تقدیر خود ننوشته ام

خود مرا خواندی به این وادی وحی ای نازنین

یار من  یاری نما  با  این  نفسها  خسته ام

جلوه کردی عاشق  و دیوانه  گشتم  یار من

بار دیگرر جلوه کن بی تو من از دست رفته ام

راه طولانی و راکب خسته و من مانده ام

گر تو آئی از مرارتهای دنیا رسته ام

هر چه می خواهی بکش اینجا مرا دنبال خود

راز عشقی است بین ما بر موی ماهت بسته ام

شیعه شعبان آمده در مکه و سعی و صفا

بهر اتمام طواف اندر منا بنشسته ام

شیعه

IMG4UP